| * تلسکوپ هاي شکستي:
در تلسکوپ شکستي ، عدسي هاي شيئي معمولا از دو عدسي با جنس هاي متفاوت شيشه اي تشکيل شده اند. اين قبيل عدسي ، آکرومات (عدسي ساده) ناميده مي شود. منشور شيشه اي مي تواند براي ساخت رنگين کمان از نور سفيد استفاده شود. اين به دليل اين است که شيشه، رنگهاي نور را به درجات مختلف منحرف ميکند.
زماني که کسي تصوير واضح و تيزي (نوک دار) را از چيزي که به آن مي نگرد، ميخواهد داشته باشد، اين تاثير آزار دهنده مي شود که بهنام خطاي رنگي (ابيراهي رنگ) شناخته مي شود. آکرومات براي از بين بردن اين تاثير با استفاده از عدسي هايي از دو نوع شيشه طراحي شده است. يکي از عدسي ها کوژ است و جنس آن از شيشه ي گرداست. عدسي ديگر کاو است و از جنس ظرف بلور، چيزي که اگر مقارن يک عدسي هم شکلش ساخته شود ، متراکم تر و انحراف نور در آن قوي تر از شيشه ي گرد است. اگرچه، همچنين اين انحراف نور بيشتر بطور قوي صورت مي گيرد اما همچنين اختلاف در چگونگي انحراف نورها با رنگهاي مختلف ،حتي به نسبت افزايش مقدار زيادي از انحراف، بيشتر بيان شده است.
بنابراين ،مي توان دو عدسي نزديک به هم، يکي از شيشه ي بلوري و يکي از شيشه ي گرد ساخته شود که نور را به دو راه مخالف انحراف دهند. بنابراين اين اختلاف در انحراف رنگها ، اين تاثيرات را از بين مي برد ، اما اين عدسي هنوز خودش يک کار اساسي از انحراف نور گذرنده از ميان آن در يک راستا را ايفا مي کند.
هرچند ، به علت رفتار رنگهاي مختلف نور در شيشه، يک قانون ساده ي ثابت را دنبال نمي کند، اين حذف کردن ميتواند تنها براين دو رنگ تحميل شود. اين هنوز يک پيشرفت بزرگ خارج از ميدان عدسي است. اما بعضي اوقات يک پيشرفت بزرگتر مطلوب است و سپس يک عدسي از 3 عدسي شيئي براي تلسکوپهاي کمي بيشتر گران قيمت طراحي شد.
عدسي شيئي روي تلسکوپ، به جاي شبيه بودن به يک بزرگ کننده معمولي عدسي شيشه اي در شکل، بطور مساوي بر هر دو وجه برآمده است، معمولا يک شکل هلالي شده دارد ، و اين قبيل عدسي، عدسي هلالي ناميده مي شوند.
اين براي کم کرن انحراف ديگري، به نام خطاي کروي انجام شده است. انحراف نور با يک عدسي از قانوني رياضي به نام قانون هاي شکست نور (قانون اسنل) پيروي مي کند ، و اين ناشي از حقيقت نور گذرنده است که در شيشه آرامتر از آن چه در هوا مي پيمايد، سرعت دارد.
يک سطح کروي بطور متناسب براي ساخت زمان ساييدن عدسيها آسان است، اما اين تنها يک شباهت زياد، به شکلي است که سطح آن، مايل به متمرکز کرن پرتوهاي وارد آينده به آن در تنها يک نقطه در تصوير است.
گاهي ، مخصوصا زماني که خيلي از عدسي ها براي تثبيت هدف، با قالب گرفته شدن از پلاستيک ، ساخته مي شوند، اين بدترين هزينه براي ساخت قالب ضروري کامل تصوير به منظور ساختن سطح ايده آلي از انحراف نور در تصوير است. عدسي هاي شبيه اين با نام عدسي هاي کروي ناميده مي شوند.
گاهي حتي از اين قبيل عدسي ها از جنس شيشه براي منظورهاي خاصي ساخته مي شوند ، اما اين قبيل عدسي ها گران گرانهستند و بنابراين استفاده ي عمومي ندارند.
اصطلاح انحنادار، زيرا اين به معناي «غيرکروي» است، گاهي ديگر انواع عدسي ها که ساختن آنها دشوار نيست، استفاده مي شوند. آنها هنوز سطح خميده دارند چيزي که دايره هايي به جاي خم هاي پيچيده براي ساختن تصاوير کامل را نياز مي شود. براي نمونه، تو شايد عدسيهاي استوانهاي را که ميتواند يک خط منتشره ي بلندتر را بسازد ، ديده باشي، حتي در ميان آنها ، اين را عريض تر نمي سازد. ازاين قبيل عدسي ها مي توان ابزارهاي نوري که يک چيز در يک جهت را انجام ميدهند و اشيا مختلف ديگر ساخت.
يک کاربرد اين عدسي هاي تغيير شکل دهنده استفاده براي فشردن عرض تصوير روي پردهي فيلم (2.35 برابر به همان پهناي درازا) در قاب تصوير متحرک فيلم طراحي شده براي تصوير متحرک اصلي به نسبت صفحه که 1.33 برابر ، به همان پهناي درازا است ، شبيه تصوير روي تلويزيون تو است. (درواقع از زمان اديسون تصوير متحرک استاندارد کمي براي ساختن فيلم هاي معمولي به نسبت صفحه 1.37 : 1 تغيير داده شد. هر چند فيلمها 2.35 :1 به نسبت صفحه هستند، در يک محدوده روي فيلم ضبط شده اند اما فيلم همچنين چندين آثار صداي بزرگ را به خوبي نگه داشت)
ديگر کاربرد آن عينک است. عدسي هاي عينک معمولا حلقوي هستند و نه کروي ، بطوريکه همچنين مي تواند براي اشتباه روي هم رفته ي فاصله کانوني در عدسي هاي چشمي را تصحيح کند بهاستثناي اختلافها در فاصله کانوني در جهات گوناگون يا ناهم خوانيهاي بينايي .
معمولا عدسي هاي شيئي تلسکوپ در تلسکوپهاي شکستي نجومي از ابزار کروي استفاده نمي کنند.
دو مثال براي تلسکوپ شکستي درمقابل تصوير شده است:

عدسي هاي باريک، خطاي کروي کمتري از عدسي هاي کلفت دارند. حتي بعد از تصحيح براي رفع انحراف رنگي ، دو ابزار شيئي، مختصري کلفت تر از يک عدسي شامل تنها يک ابزار ساخته است، باز هم خطاي کروي هنوز بطور مساعد ضعيف مي باشد.
درست کردن عملي يک عدسي هلالي، آن را به حداقل مي رساند، زيرا هنگاميکه روي هم رفته شکل عدسي ، سطح منحني را دنبال مي کند تا جايي که جريان پرتوهاي نور منحرف ميشود به جهت مطلوب جديد، هنگامي است که نگاه داشتن فضاي يکنواخت بين آنها ، ازدست نرود. (البته، چرا آن بايد يک اختلاف پيچيده بسازد.)
همچنين ممکن است توجه بشود که انحناها بر عدسي ها در شکل بالا، براي هدفهاي تصويري اغراق شده است.
زماني که در جلوي سطح شديدا کوژ شده باشد، در فاصله کانون کوتاهتر تلسکوپ در قسمت پايين تر شکل نشان داده شده است ، تراز کردن نوار انحراف بين دو سطح هدايت کننده به سطح پشتي ،کوژ به جاي کاو مي شود، اما با انحناي سطح کمتر قوي. اين تلسکوپ سومين ابزار را نياز دارد ، همچنين ساخت از فلوئوريت کلسيم يا از گونه خاصي شيشه ، براي تنظيم کردن بيشتر سراسر آن را براي گرايش شيشه به منحرف ساختن نور آبي بيشتر قوي از نور زرد و نور زرد بيشتر قوي از نور قرمز. با دو ابزار ، يک عدسي آکروماتيک مي تواند هر دو نور قرمز و آبي به کانون يکسان بياورد اما نور زرد نيز به جاي کانوني شدن در يک نقطه، به طول معمولي شيشه هاي گرد و بلوري است ، استفاده مي شوند ، انحراف بيشتر قوي و زودتر به کانون آوردن.
استفاده از 3 ابزار و بطور بيشتر مهم ، ابزاري که شيشه معمولي نيستند، به 3 رنگ اجازه مي دهد تا به کانون يکساني آورده شوند، اما اين نيز زماني که کانوني شدن رنگها در بين داشتن اشتباه هاي خيلي کمتر، به خوبي صورت بگيرد ،منجرمي شود.
اين گونه عدسي ها با توجه به بالا، آکروماتيک هستند. طراحي کردن عدسي آکروماتيک بدون استفاده از فلوئوريت يا مواد شبيه آن ممکن است. پلاستيک ها، از قبيل آکريليک ، نيز با شيشه هاي نوري در دومين قابل فرق مي کنند، گرچه آنها خيلي زياد نسبت به دما از شيشه حساس هستند. همچنين، اينجا اختلاف بين شيشه هاي نوري معمولي که اجازه بدهد به آنها تا براي ساخت آکروماتيک، به خوبي استفاده شود، وجود دارد.
اچ دنيس تيلور يک شي نوري–بصري در سال 1895 طراحي کرد چيزي که به فلوئوريت يا پودر گرد با هم نياز نداشت.
زيرا فلوئوريت بيشتر بطور قوي، با شيشه هاي معمولي فرق مي کند، هرچند يک آکروماتيکي که از فلوئوريت استفاده کند (دوباره يا شيشه اي که تقريبا شبيه آن باشد) به داشتن سطحي هرچند داراي انحناي قوي ، براي بدست آوردن فاصله کانوني مشابه، نياز ندارد. ابزار مثبت و منفي عدسي، نياز رسيدن کامل براي نزديک شدن به حذف هر قدرت خارجي ديگري را، انجام نمي دهد. اين تصميمها انحراف ديگر عدسي را داراست. آکروماتيکِ اچ دنيس تيلور طراحي شد، براي استفاده در تلسکوپ f/16 ، فاصله اي که بيشتر مردم براي تلسکوپهاي شکستي آکروماتيک نشان مي دادند، چيزي که هنوز براي تصاوير عالي دردسترس قرار دارد. 3 ابزار آکروماتيک -با فلوئوريت- مشابه ابزار ، ازطرفي ، اجازه داد، تلسکوپي ساخته شود که تصاوير گيرا در فاصله کانوني f/6 را انتقال خواهد داد و دو ابزار عدسي ها که خطاي کروي را با استفاده از فلوئوريت کم ميکند – مشابه ابزار ، حتي اگر کسي درباره استفاده از اصطلاح «آکروماتيک» براي توضيح آن بپرسد، مي تواند هنوز شبيه f/9 انجام دهد.
|